یکی بود یکی نبود
یه شب بود،یه شب نبود
به وقت زاییدن همه ی مادر ها
به وقت سقط شدن همه ی بچه ها
به وقت بازی "اگه میوه باشه چی؟"
به وقت بگو بگو ها
به وقت هیچ وقت عوض نمیکنم ها
به وقت "بیدارن همه " ها
به وقت برای تو در اینجا نوشته ام.
به وقت ترس های الکی
نگرانی های الکی
الکی
الکی
الکی
الکی
نکنه یه دردی باشه،من ندونم.نکنه من ندوم.نکنه یه چیزایی هست من ندونم.نکنه من نیستم.نکنه..ما..نکنه..ما..نکنه..ما..نکنه..ری..نکنه..ما......من هیچ وقت نبودم..ری........
ترس این فهمکه این دم گذراست..گذرا بود..بود..گذار..گُ_.ما_زو_گُ_خی_را_سیم_ما_ری......گذارا...بود...همه چی.همه رفتن و من موندم..
هر چی از یه کوه...ما...با...زو...لا...خی...تر...سم...بری...موقع پایین اومدن،بیشتر دهنت سرویس میشه.
"چرا علاف کردی منو؟
چرا حرف نمیزنی؟
مامانت رو بردی دکتر؟"
دلم ریخت_هزار تیکه شد
آروم باش..آروم تر..آروووووم..آروم آروم
من که نمیتونم ببینم میترکه،چرا شکنجه اش میکنم؟
فقط زار نزن..آروم..ما..آروم..ری.
بیا با هم بخونیم:تو ماه ای؟ یا ماهی ای؟
آغوش من بر باد نشد؛آغوش من همینجاست..فقط تِرِکمون نزن کع دلم هزار تیکه شد.
و
لعنت به وقت این پخش میکنی عطرت
که این عطر روی من،ذره ای بوی تو رو نمیده..تا یک شب هم شده،تقلا نکنم برای خوابیدن و خواب دیدن و مردن.
جمشید..خرمالو..بهانه های الکی.اَل..ما..ری..کی..کی ان اینا؟من اینجا چی کار میکنم؟چی میگن اینا؟عشق رو وارئنه میخونن.
من نمیگم
من نمیگم
این بهونه است...ما..من نمیگم..زو..من نمیگم..خیسم
من عوض نمیکنم..ما..من عوض نمیکنم..ری.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 12:9 توسط آتنا مجلسی
|