اصلا نمیدونم چرا میخوابم چرا بیدار میشم.
چون اینا همه اش عین هم ه.
همه اش تب دارم.قلبم تند میزنه.همه اش میلرزم.تو همه اش خوب نیستم
تو مگه منو دوست نداری.تو دیگه عاشقم نیستی.ولی من فکر میکنم تو عاشق منی.هنوز منتظری من بهت بگم آره.
چرا کمکم نمیکنی؟
داری ازم مراقبت میکنی.ولی این مراقبت نیست.اصلا چی مونده که ازش مراقبت کنی؟
یه چیزی باید باشه که آدم بی خیالش بشه..بی خیال "هیچی" نمیشه شد.