روز های جمعه کار نمیکرده و هیچوقت هم زن جماعت و بچه ی زیر 15 سال نمی کشته.

از خفه کردن و این جور روش ها هم خوشش نمی آمده و معتقد بوده وقتی میخواهی کسی را بکشی ،باید خونش را بریزی زمین و دلیل می آورده که اگر خون از تن نزند بیرون ، مقتول بیچاره گور به گور می شود و نمی فهمد که خودش مرده یا کشته اندش .

یک بار هم یکی از مشتری هایش ماجرای این قضیه را از او پرسیده ،جواب داده که فرق بین مردن و کشتن،فرق بین زن و مرد است ؛بعد توضیح داده و فلسفه بافته که خفه کردن آخر نامردیست اولا.
ثانیا حرمت کسی که قرار است کشته شود باید با کارد حفظ شود.
حتی گلوله هم این حرمت را ندارد.
تن آدمیزاد چون از خاک است و صد در صد هم خاک میشود خو دارد به فلز و آهن
خون وقتی ریخته می شود و طرف پاره پاره می افتد روی خاک ،روح سبک میشود و نفرین نمیکند